کرب و بلای من پله های حرم....

رحمه للعالمین من

سه شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۳، ۰۹:۲۳ ب.ظ

بسم رب رحمن

گاهی وقتی آدم نزدیک تاریخ هایی می شود دلش در سینه اش جا نمیگیرد و میزند بیرون ...

آدم نمیداند چه بگوید و چه کند ..

چگونه دلش را آرام کند ...

وقتی که یاد رحمه للعالمینم می افتم

وقتی که یاد مهربانی هایش

و صبوری هایش و وسعتش...

قلبم از سینه میزند بیرون...

آه

چقدر غریب افتادی ای رحمه للعالمین من ...

چقدر غریب شدند آل تو

همان هایی که گفتی به آن ها تمسک بجوییم

آری می جوییم اما برای رفع نیازهایمان

نه برای وسعت یافتمان، نه برای عبد شدنمان ، تنها و تنها برای نیازهایمان.

رحمه للعالمین من کجایی ...

که آخرین ذخیره ی خدایم هنوز که هنوز است در غیبت است و هوز که هنوز است مردانی پیدا نشدند که جوهر مردانگی داشته باشند و کالجبل راسخ باشند ...

چه کنم ؟

چگونه با این غم کنار بیایم...

که اگر نیاز ما به امام عصررمان به اندازه نیاز ما به آب بود آقایمان می آمد ..

تو بگو من چه بگویم..

من دیگر جانی ندارم...

رجمه للعالمین من ..می شود رحمی کنید ؟

آمدنت را به خودم تبریک می گویم..

با آمدنت نور رحمت باریدی و عشق را خوب معلمی شدی ...

نظرات  (۳)

گاهی تماماغرق این فکرمیشوم که آنقدرهاهم دوستش داریم؟!۰۰۰
ازان آنقدرهایی که اربابمان حسین رامیخواهیم ها...
آخر هر چه باشد اب الامه است....پدرمان....
شنیده ای....که حضرت یاس .س. درخطاب ب دوفرزنددلبرشان چه فرمودند.....که حسینم...تو شبیه پدرم رسول خدایی وتو ای حسنم....تو شبیه پدرت امیرمومنانی...

اگرچه این را ازحیث ظاهر فرموده اند اما...خَلق ایینه خُلق است....وصبغةالله دروجه نمودمیکندوبروز دارد...
القصه....مظلومیت اول پدرمان...همانندحضرت ارباب است....یابه تعبیردرست ترمظلومیت حضرت ثارالله ایینه رسول ص وتجلی ان است....
نمیدانم شایدهم نه...وبایدخط نقض وبطلان بر گفته خویش بکشم....
هرچه هست این روزها دلم گنبدالخضرامیخواد.....از آن سبز های ناب

در کار ِ عشق دوری و هجران به ما رسید

یوسف که رفت غُصّه ی کنعان به ما رسید

ما سال ها پای وصالت گریستیم

یعقوب وار دیده ی گریان به ما رسید

با زلفِ خویش زلفِ دلم را گِره بده

شاید هوای زلفِ پریشان به ما رسید

باید کویر میشدم و خشک میشدم

کردی دعا و این همه باران به ما رسید

یک لحظه چشم از دلِ بی تاب برندار

دور از تو غم، به سرعتِ طوفان به ما رسید

از ما همیشه دردسر ما به تو رسید

از تو همیشه رحمت و احسان به ما رسید

دل های ما کنار ِ شما آبرو گرفت

آقا  چقدر از کرَمَت نان به ما رسید

ما بابِ میل تو نشدیم عاقبت ولی

لطف تو هر دقیقه و هر آن به ما رسید

خوب است وقت روضه تو مارا خبر کنی

شاید نوای آن دلِ سوزان به ما رسید

یکبار هم از نیابت ما کربلا برو

توفیق هرچه هست ز جانان به ما رسید

کار ِ تو و دعایِ تو و رحمتِ تو بود

حبِّ رقیه ای شدن آسان به ما رسید

....
السلام علیک یا.....


من علیک السلام میخواهم.....

هوای حرف تو آدم را عبور می دهد از کوچه باغهای حکایت و در عروق چنین لحنی،چ خون تازه محزونی...
پاسخ:
خون....

مرا غیر آهنگ خون چاره نیست ...

http://bayanbox.ir/info/2943210942352682337/hhhh

....
پاسخ:
چ حاضر جواب ..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی