کرب و بلای من پله های حرم....

روضه ی خانه ی ما

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۵۸ ب.ظ

هو رب... 

نمیدانم دقیفا حکمت این پشت هم مریض شدنهامان چیست... 

اینکه اول دختر من

بعد من

و بعد مرد من... 

چیست این پیوسته بودنش و در عرض سه روز به یک درد مبتلا شدن را... 

زیباست اما... اینکه هر سه تامان درد مشترکی را تجربه کنیم. 

اما سخت است دیدن درد کشیدن فاطمه و ناتوانی هایم برای خوب کردنش... 

 

محرم آمده و هنوز نتوانسته ایم برویم هییت! 

محرم امده و من هیچ امادگی ای نداشتم اما نمیدانم چرا یکباره دلم اماده ی اماده شد... شاید بخاطر این چند روز که روضه ی مجسم کربلا بود... 

کاش که لایق شویم و چشممان به حقایق عالم باز

آه رباب... 

  • علمدار جنون

نظرات  (۱)

…دردت به جانم زندگی جانم

با همه ی درد ها و روضه ها درمانی برای من…

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی