کرب و بلای من پله های حرم....

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روز دانشجو.دانشجو.ارمان» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم
بیداری دانشجویی!
دانشگاه می آییم و اسم دانشجو به خود میگیریم دانشجو که شدیم سرشار از معانی می شویم و همین معانی گاهی ما را سرشار از  است غرور می نشاند ! و  آسمان به زمین روند و زمین به آسمان حرف حرف توست  ، چون دانشجویی !
از همان جو های دانشجویی میگیرتمان و دور هم جمع می شویم و تشکلی ، کانونی ، انجمنی ، چیزی راه می اندازیم !بلکه جریانی ، گفتمانی ، حرکتی را ایجاد کنیم ! آن وقت اسممان بزرگتر می شود و می شویم جنبش دانشجویی !!گویی دانشجو شدن شوقی ، ذوقی یا بهتر بگویم نیرویی دارد که آدمی را به مثابه دانشجو سوار بر آن می کند ، یعنی که دانشجو از آن گریزی ندارد
اما :
وای بر آن روزی که تنها از هر چیزی نامش را بگیریم ومعنایش را فراموش و کارش را پشت گوش بیندازیم.به پاس داشت 16 آذر ، روزی که دانشجو خودش را یافت ... و فهمید دانشجویی چیزی فراتر از کلاس درس است . به پاس داشت روزی که دانشجو دانشجو شد و دانش را ورای دانشگاه یافت ، دانشی از جنس مبارزه... به پاس داشت روزی که دانشجو هوییت یافت  و بلکه معنا !
قلم میرود به نوشتن جنبش و دل می رود به نوشتن بیداری ،  توفیر چندانی ندارند این ها اما من به کام دل می نویسم که دل را راهی ست به نور... .
هر بیداری ویژگی هایی را دارا ست و ویژگی هایی را باید که دارا شود . بیداری دانشجویی که به تعبیر اهل قلم ها میشود جنبش دانشجویی  ویژگی هایی دارد مانند ضد استکباری بودن ، ضد نظام سلطه بودن ، به دنبال عدالت بودن ... .
 جنبشی عدالت محور و ضد نظام سلطه بودن که صمیمیت و صفا و شور جوانی آن را پر کرده  . ویژگی بعدی آن جریان ساز بودن و گفتمان ساز بودن است  ، که چه بسیار گفتمان هایی که دانشجوی متعهد در همان سال های آغازین بیداری اش پی ریزی کرد .
بیداری دانشجویی رها از همه ی دابستگی های حزبی ست و در راه بیداری اش در هیچ قید و بندی نمی گنجد جز قید و بند آرمان های الهی . احساسات دانشجوی بیدار توام با منطق و بینش و تحلیل و تامل است و وقتی با خلوص و پاکی جوانی اش توامان می شود جنبشی از جنس نور را به ارمغان می آورد .
اما باید مراقب بود که جنبش نورمان دچار آفت بی فروغی نشود که هر رویشی را ریزشی ست اگر مراقبت نباشد و هر اوجی را فرودی ..  . ریزش بیداری ما دلبسته شدن به حزب ها و حزب بازی و آلت دست حزب ها و افراد سود جو شدن است که از شورمان و نورمان به نفع راه ظلمانی شان بهره گیرند . فرود دیگری که باید از آن دوری کنیم دل سرد شدن به آرمان ها و دور شدن از آن هاست .
 آرمان همان نیرویی ست که دانشجوی متعهد بلکه تمام نیروهای انقلابی را در کوران فشار ها و سختی ها و درد ها و مشکلات مانند کوهی محکم نگه می دارد و نمی گذارد کم بیاورند و خسته شوند .آرمانی که برگرفته از واقعیت باشد و واقعیت گرا ، آرمانی که با نیروی عقل و ایمان قد علم کرده باشد و با نیروی عشق رسیدن به آن میسرشود.


  • علمدار جنون